|
همیشه سلام...
|
|
|
همیشه
سلام...
طلوعِ من تویى !
غروبِ من تویى !
در میانِ آسمانِ قلبِ من
تو آخرین ستارهاى
ستارهى امیدِ من !
ببین كه كوچههاى شب
تو را سكوت مىكند
مگر تو غیر نامِ نازنینِ خود
- بر زبانِ من -
نامِ دیگرى شنیدهاى ؟ !
لحظههاى من
انعكاسِ انتشارِ رنگِ لحظههاى توست
من توأمْ وَ تو
تمامِ هستى منى
و بى تو بودن و نبودنم
یكى است .
و بى تو بودن و نبودنم
یكى است .
این شعر رو آقای تجلی واسه تولدم فرستادن البته خیلی گذشته از تولدم
|
|
|
|
| |