تبليغاتX
گلبرگ مغرور

گلبرگ مغرور

نا مغروری های من

 

 

سخته

به دادم برس ای اشک               دلم خیلی گرفته

نپرس از دوریه کی                نپرس از چی گرفته

 

 گمش کردم هم اون رو هم احساسم رو  نمی دونم  فقط اینکه نیست

اومدم تا لب پرتگاهی اون می خواست  بعد خودش هلم داد پایین و به سقوطم نگاه کرد  به سقوطم خندید

ومنو شکست ، منی که فقط  یک بچه ! بودم   منو شکست تا خودش آزاد باشه

هنوز ذره های متلاشی شده ی احساسم رو تنونستم پیدا کنم

کاش فراموش می شد  مثل من !

کاش مثل اون که رفت من هم می رفتم اما یه تیکه از دلم تو این صفحه مونده

تو این صفحه  به دنیا اومدم ، بزرگ شدم ، یه حس جدید رو تجربه کردم، شکستم و بزرگتر شدم


گلبرگ های من 

خیلی سخته دوست داشتن کسی که دوست نداره

خیلی سخته تحمل خنده های دیگران به غرور له شده  به تحقیر شدنت

خیلی سخته تکیه گاه دیگران باشی بدون اینکه خودت تیکه گاه داشته باشی. فقط برای اینکه نامردی نکرده باشی تحمل کنی  

 


شنبه 23 خرداد1388 |
 
 

مطالب اخير

با هم.. و نبود بیهوده ها..

سخت است

دیگر نیست!

بیا با من..

دل من...

من بی قرارت کردم...!

یه حس تلخ

نگاه...

قاصدک غم دارم

خدا تنهام نذار

 

آرشيو مطالب

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

فروردین 1388

بهمن 1387

دی 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

 
 

پيوند ها

♥رنگارنگ مامان بهناز♥

♥یه روزی. یه جایی. یه کسی♥

♥نیمه دیوانه ی مست♥

♥آتش عشق♥

♥آرام ولی ساکت♥

♥یادداشتهای کامران نجف زاده♥

♥آزادتر از همیشه♥

♥ تراوشهای جنون (insanity leakage's) ♥

♥ سکوت سرد ♥

♥گنجشک کوچولوی زخمی من♥

 

امکانات جانبی

RSS 2.0