به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته
نپرس از دوریه کی نپرس از چی گرفته
گمش کردم هم اون رو هم احساسم رو نمی دونم فقط اینکه نیست
اومدم تا لب پرتگاهی اون می خواست بعد خودش هلم داد پایین و به سقوطم نگاه
کرد به سقوطم خندید
ومنو شکست ، منی که فقط یک بچه ! بودم منو
شکست تا خودش آزاد باشه
هنوز ذره های متلاشی شده ی احساسم رو
تنونستم پیدا کنم
کاش فراموش می شد مثل من !
کاش مثل اون که رفت من هم می رفتم اما
یه تیکه از دلم تو این صفحه مونده
تو این صفحه به دنیا اومدم ، بزرگ شدم ، یه حس جدید رو تجربه
کردم، شکستم و بزرگتر شدم
خیلی سخته دوست داشتن کسی که دوست نداره
خیلی سخته تحمل خنده های دیگران به غرور
له شده به تحقیر شدنت
خیلی سخته تکیه گاه دیگران باشی بدون
اینکه خودت تیکه گاه داشته باشی. فقط برای اینکه نامردی نکرده باشی تحمل کنی