|
دنياااا
|
|
|
دنيا را بد ساخته اند
كسى را كه دوست دارى، دوستت ندارد
كسى كه تو را دوست دارد، تو دوستش ندارى
وكسى كه تو دوستش دارى و او هم دوستت دارد،
به رسم آئين زندگانى به هم نمی رسند
و اين رنج است
زندگى يعنى اين
دکتر شریعتی
|
|
|
|
| |
|
گله ای نیست!
|
|
|
آزارم می دهی ... به عمد ... اما من آنقدر خسته ام , آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ... نه گله ای نه شکوه ای حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است. دیگر چیزی برای دلبستن نمانده است . انتظار بی مفهوم است . نه کینه ای . نه بغضی . نه فریادی . فقط صدای چلک چلک باران این منم که روی وسعت دل زمین می گریم ...(-_-)
|
|
|
|
| |
|
مهمونی فردا
|
|
|
داشتم درزای
باز شده ی دیروز و امروز رو به هم کوک می زدم
راستی چه خوب
میشد اگه میشد،به جای کوک،یه زیپ بدوزم تا وقتی که میخوام راحت از هم باز بشن
دیروز و امروز
رو میگم!
خوب باید یه
اپل بزارم سر شونه های امروز و فردا ،
اینجوری لباس
سرنوشت من قشنگ میشه.
یه جیب مخفی
میزارم توی دیروز لباس سرنوشت،
تا همه ی
دستمال های خاطره های دلگیر رو اونجا بزارم.
یه اتوی حوصله
باید به امروز لباسم بزنم.
یه کمی چروک
شده!
خوب دیگه
پولکای امید رو
هم که بدوزم دیگه کاری ندارم.
لباسم برای
مهمونی فردا حاضره ... (-_-)
|
|
|
|
| |
|
بی قرارم
|
|
|
قرار شد قرار بگذاریم دل بی قرارم قرار پیدا كند
شانه بالا انداختی به دلتنگی هایم...(-_-)
(-_-) این صورتک مخصوص یکی از دوستان که من شعرهای ایشون رو اینجا می ذارم!
|
|
|
|
| |