|
گفتی برو
|
|
|
بهم گفتـــی خداحـــافظ ٬ تو رو دیگه نمی خــــوامت بهت قول می دم از امروز٬ دیگه هیچ وقت نمی پامت بهم گفتــی تو این روزا٬ازت من می گذرم آســــــون ببین ذرات عشـــــقم رو ٬همه حل شد توی بــارون خداحافظ چه آسون بود٬چشات امشب چه اروم بود ولی انگار که عشـــــق من٬ مثل جغد روی بوم بود خــــــدا حــــــــــــــــــــــــــــــــا فــــــــــــــــــــــــــــــظ دیگه عشقو نمی فهمم ٬دیگه خون تو رگام خشکید بگو چشمای غمگینت ٬چراااا از عشق من ترسید خداحـــــافظ عـــزیز دل ٬ بــــــرو دل کندن آســـونه دل خوش باور و تنهام ٬از این بازی دلـــــش خونه خداحـافظ چه آسون بود٬چشات امشب چه اروم بود ولی انگار که عشــــــق من ٬مثل جغد روی بوم بود

|
|
|
|
| |