تبليغاتX
گلبرگ مغرور
♥من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی ♥ ♥ ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم ♥

دخترک از پسر پرسید: آیا من نیز چون ماه زیبایم!؟

پسر گفت :نه ! دختر با نگاهی مضطرب پرسید: آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی؟

پسر خندید و گفت : نه نمیدهم!

دختر با گریه پرسید: آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد!؟

پسر دوباره گفت :نه نمیکنم!

دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش می کرد...

پسر اما دست دختر را گرفت , در چشمانش خیره شد و گفت: تو به اندازه ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیبا تر از آن هستی!

من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد!

عاشق




لينك ثابت توسط :: (^;^) ::

بابایی روزت مبارک

اولین سالیه که دارم بهت تبریک میگم! پارسال نبودی! جالبه امسال هم نیستی!

ولی امیدوارم همیشه باشی!

بابایی




لينك ثابت توسط :: (^;^) ::

 

 

نرگس (نارسیس) هر روز در کنار آبگیر می آمد و به روی آن خم می شد، تا زیبایی خود را بنگرد.

 روزی چنان شیفته ی زیبایی خود شده بود که در آبگیر افتاد و غرق شد. پریان جنگل پس از مرگ نرگس

 سراغ آبگیر رفتند ودیدند که آب گوارایش تبدیل به اشک شور چشم شده است.

از او پرسیدند: "چرا گریه می کنی؟" پاسخ داد برای نرگس. پریان گفتند: همه ی ما سایه به سایه ی نرگس حرکت می کردیم،

 اما تو تنها کسی بودی که می توانستی به زیبایی نرگس خیره شوی. آبگیر پاسخ داد: مگر نرگس زیبا بود؟!!

 
پریان با تعجب پاسخ دادند مگر تو نمی دانی که نرگس هر روز برای دیدن زیبایی خودش به روی تو خم می شد.؟


آبگیر پاسخ داد:من به زیبایی نرگس توجه نکردم ولی هر وقت او روی من خم می شد، من زیبایی خود را

 درون اعماق چشمانش می دیدم.

 

نارسیس

 




لينك ثابت توسط :: (^;^) ::